وقتی قرار باشد دو صندلی موجب هیاهو و غوغا سالاری ومجادله بی‌فایده گردد، نتیجه‌اش همین شرم‌آورترین و تأسف بارترین صحنه‌هاست؛ صحنه‌هایی که نه شأن یک شورا را نگاه می‌دارد و نه آبروی شهر را.

عدالت پارس: سید علیرضا میرزاده حقوقدان و فعال اجتماعی

ای که مسجد می روی بهر سجود

سر بجنبد دل نجبد این چه سود

 وقتی قرار باشد دو صندلی موجب هیاهو و غوغا سالاری ومجادله بی‌فایده گردد، نتیجه‌اش همین شرم‌آورترین و تأسف بارترین صحنه‌هاست؛ صحنه‌هایی که نه شأن یک شورا را نگاه می‌دارد و نه آبروی شهر را.

 

ای که مسجد می‌روی بهر سجود، اگر دل نلرزد و کردار نجنبَد، این همه تکانِ سر چه سود؟

آنانی که صبح تا شب از قانون‌گرایی وعظ می‌کنند و خود را متشرع می دانند ، چرا همین که قانون به نفعشان نچرخد، تاب نمی‌آورند؟ چرا فریادشان پیش از منطق و عقلانیت بالا می‌رود؟ چرا حل اختلافات را با متانت و سعه صدر به مراجع ذیصلاح بر اساس قانون نمی سپارند و نمی پذیرند .

شورای یک شهر محل خدمت است، نه پناهگاهی برای فرار از گذشته و طلبکاری از مردم.

مگر مردم شیراز چه گناهی کرده‌اند که باید هر هفته شاهد تکرار همان سناریوهای پرخاشگری، جنجال و مظلوم‌نمایی و…. باشند؟

دانشجویان و جوانانی که مهمان صحن بودند، با چشمان خود دیدند چگونه برخی برای بازگرداندن برخی دیگر، عزت شهر را گرو گذاشته‌اند شهری که به پایتخت فرهنگی ایران مشهور است.

مردم شریف و صبور شیراز دیدند که چگونه شعار قانون، تبدیل به ابزار فشار برای گریز از همان قانون شده است.

آیا صندلی شورایی که محل حل مشکلات مردم باید باشد تا این حد ارزش دارد که سرمایه اجتماعی شهر را خرج آن کنند؟ آیا حفظ حرمت مردم این‌قدر ارزان شده است؟

 

شیرازِ فرهیخته سزاوار بلوغ، صداقت و آرامش است، نه میدان‌داری کسانی که هرگاه پرده قانون بالا می‌رود، چهره واقعی‌شان آشکار می‌شود.

قانون روشن است؛ مشکل نه در قانون، که در دل‌هایی است که نمی‌خواهند به آن گردن بگذارند.

شهر شیراز ، دار العلم ، شهر دوشاعر نام آور جهانی ، سومین حرم اهل بیت ، پایتخت فرهنگی معروف به روا داری و..این کارها چه توجیه دارد .

اگر ادعای شیعه علی علیه السلام بودن داریم اگر ادعای رهرو راه امام جعفر صادق علیه السلام داریم ، این همه هیاهو و غوغا سالاری و اختلاف بهر چیست ؟

حرفهای مردم کوچه و بازار را در این چند روز شنیده اید ؟ برخی تصور می کنند مردم نمی فهمند ، نمی خوانند ، نمی شنوند در حالی که مردم عزیز این سرزمین کهن به خوبی آگاه هستند و مرزهای خدمت و خیانت را می دانند .

ای کاش آنانی که مقامی دارند حداقل یک بار گلستان سعدی را می خواندند و درک می کردند .

        طریقت به جز خدمت خلق نیست

با جنجال ، لجبازی و آب را گل آ لود کردن این روزها نمی توان کره گرفت مردم قضاوت خواهند کرد و خداوند ناظر بر همه اعمال است .

تو بر تخت سلطانی خویش باش

به اخلاق پاکیزه درویش باش

با رعایت اخلاق و عقلانیت است که نام نیک و عمل نیک ماندگار خواهد ماند همچون نتایج ارزشمندی که از بسیاری بزرگان این شهر در عرصه خدمت به مردم ورفاه آنان بعد از حتی یک تا چند قرن باقی مانده است .

 

شهری بسازیم همراه با آرامش و عدالت