شورای ششم شیراز، شورایی که قرار بود «صدای مردم» باشد، امروز صدای هیچ‌کس نیست جز پژواک منافع خود اعضایش.

به گزارش عدالت پارس، شورای ششم شیراز، شورایی که قرار بود «صدای مردم» باشد، امروز صدای هیچ‌کس نیست جز پژواک منافع خود اعضایش.

شورایی که با شعار شفافیت، پاک‌دستی و خدمت آغاز به کار کرد، اینک در غبار پرونده‌ها، تعلیق‌ها و رقابت‌های درون‌گروهی، نفس‌زنان به خط پایانی نزدیک می‌شود که نه نشانی از خدمت در آن پیداست و نه بویی از اعتماد.

 

در روزهایی که مردم شهر زیر بار معیشت، ترافیک، نابسامانی و مدیریت‌های بعضاً سلیقه‌ای خم شده‌اند، اعضای شورای ششم درگیر نبردی فرساینده بر سر صندلی‌ها و نفوذند. هرکس دغدغه جایگاه خویش دارد، نه آینده شهر.

هر تصمیمی، بوی منفعت می‌دهد و هر رأیی، سایه‌ای از هماهنگی‌های پنهان را تداعی می‌کند؛ گویی «خدمت» بهانه‌ای است برای ماندن، نه برای ساختن.

 

این شورا به‌خوبی نشان داد که می‌توان با پرچم «خدمت» از پله های قدرت بالا رفت و با نقاب «دلسوزی»، منافع جمعی را قربانی سهم‌خواهی فردی کرد.

شورایی که حتی «قسم جلاله» را ملعبه کرد تا حقیقت را در لفافه قانون پنهان سازد و دروغ را به جامه مشروعیت بیاراید.

 

شورای ششم نه‌تنها در نظام شورایی ، که در اخلاق، صداقت و کارآمدی نیز نمره قابل قبولی نگرفت شد.

مردم شیراز امروز به‌درستی می‌پرسند: این همه کشمکش برای چیست؟ برای خدمت یا برای حفظ قدرت؟

 

 

وزارت کشور با نامه اخیر خود شاید کوشید به این آشفتگی پایانی دهد، اما در حقیقت آتش زیر خاکستر را شعله‌ورتر ساخت. چرا که ریشه بحران، در کرسی‌ها نیست؛ در ذهن‌هایی است که «مسئولیت» را با «مالکیت» اشتباه گرفته‌اند.

 

اکنون زمان داوری مردم فرا رسیده است.

نمره‌ای که شهروندان به شورای ششم خواهند داد، از هر رأی و گزارش رسمی رساتر است؛ و بی‌تردید، این نمره، پایین‌ترین نمره‌ای است که شورایی در تاریخ مدیریت شهری شیراز دریافت کرده است.

 

شورایی که باید تبلور مردم‌سالاری محلی باشد، به نماد قدرت‌طلبی و تفرقه بدل شد.

شورایی که باید امید می‌آفرید، بی‌اعتمادی کاشت.

و در نهایت، خود در گرداب خودساخته منافع شخصی فرو رفت.

 

واین شاید تلخ‌ترین درس برای آینده باشد:

شهر، قربانی بازی کسانی شد که فراموش کردند «خدمت»، صندلی نیست، رسالت است.