یادداشت احساسی کارکنان صنعت برق خطاب به مردم که تأکید کرده‌اند با وجود دشواری‌ها و ناملایمات، همچنان عاشقانه در میدان خدمت ایستاده‌اند و این مشکلات حاصل سال‌ها کم‌توجهی به مدیریت مصرف و تولید است.به ما دشنام ندهید ما مسئول تولید نیستیم ولی پاسخگوی همه مشکلات ناترازی از دهه‌های گذشته تا کنون!!

عدالت پارس: من یک شرکت برقی هستم؛ بیش از دو دهه در شرکت برق کار کردم، به شرکتم افتخار میکنم به شهرم به آستانم به کشورم مفتخرم.

مردمم را بی دلیل و چشمداشت دوست دارم!

اصلا عاشق مردمم هستم!

عشق که دلیل و منطق نمی‌خواهد!! ولی نشانه نیاز است!!

اگر عاشق نبودم در این شرایط سختی که نقشی در آن نداشتم در کنار مردم و مشغول خدمت نبودم!

هرچند عده‌ای معدود ولی با صدای بلند مرا در حال سختی‌های کار دشنام دهند!!

من در هنگام شروع ناترازی محصلی بیش نبودم؛ من هیچ‌گاه در نیروگاه کار نکردم؛ من مسئول تولید نیستم ولی پاسخگوی همه مشکلات ناترازی از دهه‌های گذشته تا کنون!!

هرچند غمگینم ولی هنوزم عاشقم.

غمگینم چون سربازی که برای حفظ وطن می‌جنگد و بی‌اطلاعی از پشت جبهه دشنامش می‌دهد چرا جنگ باعث تخریب شده!!

غمگینم چون امدادگری که در سیل ویرانگر سعی در حفظ جان و مال مردم دارد و فردی او را دشنام می‌دهد چرا سیل به دیوار خانه‌ام خسارت زده!!

غمگینم چون پرستاری که به خاطر درد تزریق مورد فحاشی قرار می‌گیرد.

 

دوستان عزیز! کارکنان صنعت برق را از خود بدانید. باور کنید ما فقط در وسط میدان به عشق شما ایستاده‌ایم.

این مشکل ریشه در یک دولت و دو دولت ندارد، حاصل دو دهه کم‌توجهی است؛ کم‌توجهی به مدیریت مصرف، کم‌توجهی به اقتصاد برق، کم‌توجهی به تولید و…

ولی الان آنهایی که در دسترس شما هستند ایستاده‌اند که مشکلات شما را کمتر کنند.

 

با هم مهربان باشیم تا خدا با ما مهربان باشد.